کودک: یَنی هیچ راهی نیس که مادربزرگ خوب شه؟
بزرگتر ِ کودک: دکترا گفتن مگه معجزه.
کودک: معجزه؟
بزرگتر ِ کودک: معجزه... زمان یأس و نا امیدی آدما آرزو میکنن که وجود داشته باشه.
کودک: حتی خدا هم معجزه نداره؟!!
آن زمان که پرسه میزدم در کوره راههای غرور
نقش بست ناگهان رخسارت بر لوح دلم
همان دم که نسیم سرد سکوت نوازش میکرد گونه ها را