دلم برای تو هم میسوزد؛
همچنان که برای خود.
پماد سوختگی لازم هستید گویا...
سوخته دیگه... والا
خیالی نی! دل مگه جز واسه سوختنه؟وه! چه عنوانی
سوزوندمش رفت...درود بر شما و جناب هوگو
تو هم به شمعدانی نقره ای اسیر شدی ..
شدم لابد یا کوریون
دل نسوزون. هر چی بدبختیه از همین دل سوختنه. بی رحم باش.
بیرحمانه دل میسوزونم
برای معصومیت ات ...
بینوایی ات
و همین دل سوختنهاست که کار دست آدم میده اینکه چشم باز میکنی میبینی تمام وجودت شده خاکستر
با قسمت دومش موافقم
پماد سوختگی لازم هستید گویا...
سوخته دیگه... والا
خیالی نی! دل مگه جز واسه سوختنه؟
وه! چه عنوانی
سوزوندمش رفت...
درود بر شما و جناب هوگو
تو هم به شمعدانی نقره ای اسیر شدی ..
شدم لابد یا کوریون
دل نسوزون. هر چی بدبختیه از همین دل سوختنه. بی رحم باش.
بیرحمانه دل میسوزونم
برای معصومیت ات ...
بینوایی ات
و همین دل سوختنهاست که کار دست آدم میده اینکه چشم باز میکنی میبینی تمام وجودت شده خاکستر
با قسمت دومش موافقم