شبها

روزها به یک سوی ؛ شبها به همان سوی

شبها

روزها به یک سوی ؛ شبها به همان سوی

دیالوگ

 

- : ولی من اصلاً مثل تو فکر نمیکنم. 

+: میدونی فرق بین من و تو چیه؟ برای آدمی که درد داره٬ ممکنه گاهی وقتها این درد باشه که داره تصمیم میگیره نه خودش.  

 - : ترسناک میشه! 

+: و تبعید آغاز میشه.

 

نظرات 4 + ارسال نظر
حسام 9 - بهمن‌ماه - 1389 ساعت 20:37 http://www.notefalse.blogfa.com

از آدمای ترسناک نترس، از آدمایی که مدام می خندند خوف کن.../

آدمای بی خبر...

شاهین 10 - بهمن‌ماه - 1389 ساعت 21:23 http://www.shahinrahimi.blogfa.com

از تموم دنیاو دار ندارش

شونهاتو کم دارم برای بارش

زخمی خنجر زهر آگین یارم

تو که تازه اومدی تنها نزارم

به چشام خوب خیره شو ببین چه پیرم

من دریاب خوب من دارم میمیرم

دیگه حتی نای نیست برای گفتن

خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم

یک لحظه خوبی به من بده

از من بگیر روح و تنم

برای یک لحظه خوشی به هر دری درمیزنم

برگردن عمر رفتموحتی واسه یک ثانیه

دل خوش کنم حتی دو روز از من مگه چی باقی

غربتم رو آشنای کن بهارم

روزامودریاب عزیزدور شد قطارم

تنها یک ثانیه عاشقی به جز این

هیچ توقوی ازین دنیاندارم

یک لحظه خوبی به من بده

از من بگیر روح وتنم برای یک لحظه خوشی

به هر دری در میزنم

برگردون عمر رفتموحتی واسه یه ثانیه

دل خوش کنم حتی یه روز

از من مگه چی باقیه

تابا 12 - بهمن‌ماه - 1389 ساعت 18:33 http://tabakhanomi.blogsky.com

دقیقن این درده که دستور می ده باش
پس خواهی بود ...

درد دارم پس هستم

شاهین 13 - بهمن‌ماه - 1389 ساعت 21:53 http://www.shahinrahimi.blogfa.com

چقدر سخته که عشقت رو به روت باشه ، نتونی هم صداش باشی
چقدر سخته که یک دنیا بها باشی ، نتونی که رها باشی
چقدر سخته
چقدر سخته که بارونی بشی هر شب ، نتونی آسمون باشی
چقدر سخته که زندونی بمونی ، بی در و دیوار ، نتونی همزبون باشی
چقدر سخته
چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه
چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون ، غمش یک قطره بارونه
چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه
**
چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه ولی ظاهر پر از خنده
چقدر سخته که عشقت آسمون باشه ولی آسون بگن چنده
چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه ، نتونی ناجیش باشی
چقدر سخته که رفتن راه آخر شه ، نتونی راهیش باشی
**
چقدر سخته تو خونت عین مهمون شی ، بپوسی ، خسته ، ویرون شی
چقدر سخته دلت پر باشه ، ساکت شی ولی تو سینه داغون شی
چقدر سخته که یک دنیا صدا باشی ولی از صحنه ی خوندن جدا باشی
چقدر سخته که نزدیک خدا باشی ولی غرق ادا باشی



**



چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه
چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون غمش یک قطره بارونه
چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حسه بیرونه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد