چقدر سخته که عشقت رو به روت باشه ، نتونی هم صداش باشی چقدر سخته که یک دنیا بها باشی ، نتونی که رها باشی چقدر سخته چقدر سخته که بارونی بشی هر شب ، نتونی آسمون باشی چقدر سخته که زندونی بمونی ، بی در و دیوار ، نتونی همزبون باشی چقدر سخته چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون ، غمش یک قطره بارونه چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه ** چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه ولی ظاهر پر از خنده چقدر سخته که عشقت آسمون باشه ولی آسون بگن چنده چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه ، نتونی ناجیش باشی چقدر سخته که رفتن راه آخر شه ، نتونی راهیش باشی ** چقدر سخته تو خونت عین مهمون شی ، بپوسی ، خسته ، ویرون شی چقدر سخته دلت پر باشه ، ساکت شی ولی تو سینه داغون شی چقدر سخته که یک دنیا صدا باشی ولی از صحنه ی خوندن جدا باشی چقدر سخته که نزدیک خدا باشی ولی غرق ادا باشی
**
چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون غمش یک قطره بارونه چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حسه بیرونه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
از آدمای ترسناک نترس، از آدمایی که مدام می خندند خوف کن.../
آدمای بی خبر...
از تموم دنیاو دار ندارش
شونهاتو کم دارم برای بارش
زخمی خنجر زهر آگین یارم
تو که تازه اومدی تنها نزارم
به چشام خوب خیره شو ببین چه پیرم
من دریاب خوب من دارم میمیرم
دیگه حتی نای نیست برای گفتن
خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم
یک لحظه خوبی به من بده
از من بگیر روح و تنم
برای یک لحظه خوشی به هر دری درمیزنم
برگردن عمر رفتموحتی واسه یک ثانیه
دل خوش کنم حتی دو روز از من مگه چی باقی
غربتم رو آشنای کن بهارم
روزامودریاب عزیزدور شد قطارم
تنها یک ثانیه عاشقی به جز این
هیچ توقوی ازین دنیاندارم
یک لحظه خوبی به من بده
از من بگیر روح وتنم برای یک لحظه خوشی
به هر دری در میزنم
برگردون عمر رفتموحتی واسه یه ثانیه
دل خوش کنم حتی یه روز
از من مگه چی باقیه
دقیقن این درده که دستور می ده باش
پس خواهی بود ...
درد دارم پس هستم
چقدر سخته که یک دنیا بها باشی ، نتونی که رها باشی
چقدر سخته
چقدر سخته که بارونی بشی هر شب ، نتونی آسمون باشی
چقدر سخته که زندونی بمونی ، بی در و دیوار ، نتونی همزبون باشی
چقدر سخته
چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه
چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون ، غمش یک قطره بارونه
چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه
**
چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه ولی ظاهر پر از خنده
چقدر سخته که عشقت آسمون باشه ولی آسون بگن چنده
چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه ، نتونی ناجیش باشی
چقدر سخته که رفتن راه آخر شه ، نتونی راهیش باشی
**
چقدر سخته تو خونت عین مهمون شی ، بپوسی ، خسته ، ویرون شی
چقدر سخته دلت پر باشه ، ساکت شی ولی تو سینه داغون شی
چقدر سخته که یک دنیا صدا باشی ولی از صحنه ی خوندن جدا باشی
چقدر سخته که نزدیک خدا باشی ولی غرق ادا باشی
**
چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه
چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون غمش یک قطره بارونه
چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حسه بیرونه