شبها

روزها به یک سوی ؛ شبها به همان سوی

شبها

روزها به یک سوی ؛ شبها به همان سوی

روزی روزگاری

 

زمانی که فضای اتاق کدر شده بود از دود سیگار و یکی از امید میگفت: « اگه امید نبود دیگه مادری به فرزندش شیر نمیداد.» تو که چمدونات رو بسته بودی گفتی اون امید نیس٬ اون اراده ست؛ اراده برای حفظ نوع٬ برای تکثیر شدن. و من رنجور شدم. 

نظرات 2 + ارسال نظر
تابا 28 - دی‌ماه - 1389 ساعت 11:30 http://tabakhanomi.blogsky.com

ولی اون خود بی ارادگیه
از نوعش که بعدن دلیل پیدا می کنه

پس امید کجاست؟!!

تابا 29 - دی‌ماه - 1389 ساعت 17:57 http://tabakhanomi.blogsky.com

نیست
از این جا رفته
شنگول و منگول اونو با خودشون بردن

پس میگیم در بی ارادگی بسی اراده هست!!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد