زمانی که فضای اتاق کدر شده بود از دود سیگار و یکی از امید میگفت: « اگه امید نبود دیگه مادری به فرزندش شیر نمیداد.» تو که چمدونات رو بسته بودی گفتی اون امید نیس٬ اون اراده ست؛ اراده برای حفظ نوع٬ برای تکثیر شدن. و من رنجور شدم.
ولی اون خود بی ارادگیه از نوعش که بعدن دلیل پیدا می کنه
پس امید کجاست؟!!
نیست از این جا رفتهشنگول و منگول اونو با خودشون بردن
پس میگیم در بی ارادگی بسی اراده هست!!
ولی اون خود بی ارادگیه
از نوعش که بعدن دلیل پیدا می کنه
پس امید کجاست؟!!
نیست
از این جا رفته
شنگول و منگول اونو با خودشون بردن
پس میگیم در بی ارادگی بسی اراده هست!!