شبها

روزها به یک سوی ؛ شبها به همان سوی

شبها

روزها به یک سوی ؛ شبها به همان سوی

برنده

با لشگری از خاطرات به جنگ ثانیه ها رفتم؛ ضربه ی اوَلو زدم به امید اینکه رمقشو بکِشم؛

ثانیه ی اولو پرتاب کرد از هم پاشیدیم.  

بعد نوشت: خاطراتتو به بایگانی بفرست؛ ثانیه ها پیروزن.

نظرات 6 + ارسال نظر
حسام 2 - آذر‌ماه - 1389 ساعت 22:14 http://www.notefalse.blogfa.com

همه چی میره الا یادش که یادشه/

اون دیگه یادش نیس. روحته

تمشکی 2 - آذر‌ماه - 1389 ساعت 22:57 http://tameshki.com

تو میتونی ..

شک نکن
دوباره امتحان کن

دوباره میرویم!

دون ژوان 2 - آذر‌ماه - 1389 ساعت 23:25 http://www.don-juan.blogsky.com

زمان برندس در حالی که نیست اصن.

گم شدیم توش

تابا 3 - آذر‌ماه - 1389 ساعت 00:37 http://tabakhanomi.blogsky.com

مشکل اینه حتی اگه ما خاطره ها رو بایگانی کنیم اونا ما رو بایگانی نمی کنن !!!

به این میگن تفاهم!

باران 3 - آذر‌ماه - 1389 ساعت 01:55 http://the-rain.blogsky.com

موافقم...

با چی؟!

حسام 5 - آذر‌ماه - 1389 ساعت 12:29 http://www.notefalse.blogfa.com

رفیق آپم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد