روایت اول :
۱۶-۱۷ ساله میزنه ردیف جلویی نشسته. سعی داره خسته و غمگین وانمود کنه هر چند وقت برمیگرده و پشت سرشو برانداز میکنه هیچ توجهی نمیکنم؛ برمیگرده میگه که: به من زل نزن!!
روایت دوم :
۴-۵ سالش بیشتر نیست داره به تَهش میرسه؛ ته چیپسش؛ بهش زل زده بودم. چیپسش تموم شد؛ مردمک چشمش و به سمت من میچرخونه؛ فقط چند لحظه طول میکشه که مردمکشو چند درجه ی ناچیز به سمت دیگه منحرف کنه. فقط همین.
بعد نوشت: تفاوت دنیاها گاهی فقط همین چند درجه ی ناچیز ِ چرخش ِ مردمک ِ
سلام.
بنظرم عقل اون کودک ۵ ساله ٫ بالغ تر از اون نوجوان ۱۷ ساله است!
تو سنین نوجوانی ٫ زیاد سخت نگیر به دیگران٫ مغز ها رشد نکرده!!
درسته ولی یه چرخش ناچیز یعنی احتمالاً یه دنیای دیگه چه مال کودک چه مال نوجوان چه مال بزرگسال
با همین چرخش ناچیز مردمک میلیون ها سال نوری با هم تفاوت داریم
ولی مگه بده ؟؟؟
تفاوت میکنه؛ تفاوت و با یه حکم کلی هیچی معلوم نیست
چی شده فقط به فاصله ها توجه می کنی.!؟
نمیدونم چی شده و چی میشه و چی بوده و ...!! اصلاً هیچی نمیدونم.